یه روز برفی قشنگ
سلام دختره نازم ببخشید که خیلی دیر اومدم مامان یکم تنبل شده.
دیروز روز قشنگی بود کلی برف اومد با بابا محمد رفتیم تیراژه یکم برای شما خرید کردیم بعدم رفتیم رستوران یاس غذا خوردیم ساعت 11 هم رفتیم سینما فیلم بیخود و بی جهت ولی خیلی خوشم نیومد ولی وقتی اومدیم بیرون منظره خیلی قشنگی بود انقدر برف اومده بود میترسیدم راه برم بابا محمد من و بغل کرده بود و کلی مراقب بود نیفتم
خلاصه خیلی خوش گذشت شما هم تو سینما دختره خوبی بودی و خوابیدی .اخه میدانی من و بابا محمد عاشقه سینما رفتنیم واسه همین این روزا سینما زیاد میریم چون شما بیایید دیگه نمیتونیم بریم
راستی عزیزم ما 22 اذر رفتیم دکتر شمارو دیدیم خدارو شکر خوب بودی و قرار شد 6 دی بریم واسه سونو وزن گیری
بیشتر خریداتم کردیم خیلی کیف داشت ولی روزی که رفتیم خرید انقدر مامان راه رفت شب داشت از کمر درد و پا درد میمرد ولی به لذتش میارزید
دختره نازم شما این روزا خیلی شیطون شدی و بعضی وقتا دیگه میخوای پهلوهای مامانو سوراخ کنی نمیدانی که وقتی تکون میخوری قشنگ ترین حس دنیارو دارم
دختره نازم شما تو این لحظه 29 هفته و 5 روزته و دیگه چیزی به اومدنت نمونده
خیلی دوست دارمممممممممممم عشقمممممممممممم


یه روز برفی قشنگ
